یا نور النور ،
یا منور النور ،
یا خالق النور ،
یا مدبر النور ، یا مقدر النور ،
یا نور کل نور ، یا نورا" قبل کل نور ،
یا نورا" بعد کل نور ، یا نورا" فوق کل نور ،
یا نورا" لیس کمثله نور.
 

 

جاودانه


  خانه
  
آرشيو
  
پست الكترونيك


دوستان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Powered by
میکرو رایانه

 
 
 آغاز سال نو

آغاز سال نو فرصتي است تا مرور كنم آنچه كه گذشت. در سالي كه گذشت حضورم در دنياي مجازي پر رنگ تر شد و شايد هزاران مطلب و نكته ياد گرفتم. محيطي با جذبه بسيار زياد.

خيلي از ويژگي هاي دنياي مجازي برايم بسيار جالب و دوست داشتني و جذاب است: من در اين محيط بي آنكه درگير قضاوت ضمير ناخودآگاهم (ناشي از ظاهر آدمها) باشم، توانستم با دلهاي پاك و مهربان ارتباط بسيار صميمي، فراتر از تصور خودم، برقرار نمايم. آدمهايي كه نمي دانم چه شكلي هستند، بلندند يا كوتاه؟ چه سني دارند: كم سن هستند يا بزرگ؟ كارمند، مدير، دكتر، استاد، معلول، بچه، عبوس، خوشرو، پولدار، بي پول، ژنده پوش و... و بسياري از قضاوتها و معيارهاي ظاهري ديگر در اين محيط برايم حذف شده و به همه انسانها اجازه داده است بدون قضاوت ظاهري به عمق همديگر بپردازند و همديگر را دوست بدارند و بهم عشق بورزند.

من هميشه آرزو داشتم درمكانهاي واقعي، به دور از معيارها و قواعد دست و پا گير به عمق نداي دروني هر فردي از اعماق دلش گوش فرا دهم و اگر بتوانم با پاسخي مناسب باعث رشد و بالندگي افراد گردم و اينك دنياي مجازي اين آرزوي محالم را برآورد كرده است!

من هم به تأسي از دوست بزرگواري، گوشه هايي از آنچه در اين يك سال آموختم، به يادگار مي نويسم:

- آموختم چقدر همدلي و مشاركت آسان است و نيازي به پيچيدگي ها و قوانين پيچيده نيست.

- ياد گرفتم كه چگونه بر خلاف ميل خودم و به خاطر احترام به نظر جمعي به راحتي از علائق خود بگذرم و همانگونه كه نوشته هايم را جا گذاشتم و با دفتر خاطراتم (وبلاگ) خداحافظي كردم با همه ظواهر اين دنيا هم خداحافظي خواهم كرد.

- آموختم چقدر راحت مي توان احساس محبت، دوستي و عشق را بين همنوعان منتشر كرد و خود نيز از آن بهره ها برد.

- آموختم در مشكلات و سختي ها چقدر مي توان به ياري آدمها آمد و آنها را (حداقل از نظر روحي) تسكين داد.

- در زمانهاي مختلف ( مثل وقايع تلخ) ياد گرفتم مي توان انسان بودن را در اوج آن تجربه كرد.

- حس وطن پرستي و اتحاد را در واقعه هايي نظير بازگرداندن نام خليج فارس، مشاهده كردم.

- ياد گرفتم اگر تقابلي در هر مورد به وجود بيايد انسان بودن هر كس در جاي خود محفوظ است و تنها عمل يا مطلب شخص مورد چالش قرار مي گيرد و چه بسا كه اين دو يعني «انسان» و«عملش» نگاهي بسيار متفاوت مي طلبد.

- ياد گرفتم در محيط مجازي هم مي توان مجازي نبود و بودن را به معناي واقعي زندگي كرد!

- ياد گرفتم از هيچ كس ايرادي نگيرم كه هر كس به زعم خود درست مي گويد و صاحب كردار خويش است و من فقط نظر خود را بدهم.

- ياد گرفتم احتمال وقوع حرف و پيش بيني من هر چند مستدل همانقدر است كه احتمال وقوع حرفي بدون دليل.

- ياد گرفتم در سطحي بزرگ و با تعداد افراد زيادي به تعامل بپردازم و زماني كه بهترين را برايشان خواستار شدم بهترينها برايم به وجود آمده است.

- باز هم بيشتر و عميق تر فهميدم همه چيز را همگان دانند.

- ياد گرفتم هر آنچه دارم و آموخته هايم تنها متعلق به من نيست و با همه بايد آن را سهيم شد.

- ياد گرفتم ميدان دادن به ديگران باعث رشد جمعي مي شود و ميدان گرفتن از ديگران باعث غرور و منيت.

- ياد گرفتم به جاي ميدان گرفتن و ميدان داري كردن، خاطرهمنوعان را با اعماق وجودم بخواهم، هر چند در كلام و عمل با آنها همسو نباشم. ياد گرفتم هميشه به سراغ ناشناخته ها بروم.

- ياد گرفتم عزيزترين ها و دوست داشتني ترين ها هم فقط مدتي بيش در اين دنيا نخواهند بود.

و خيلي چيزهاي ديگر كه ياد گرفتم و دوستي، مهرباني و عشق را و عشق را و عشق را با عمق وجودم تجربه كردم و لمس نمودم.

بهاران خجسته باد و سال جديد برهمگان مبارك.


 لینک | نوشته شده در تاریخ 28/12/83 توسط مهرزاد |