یا نور النور ،
یا منور النور ،
یا خالق النور ،
یا مدبر النور ، یا مقدر النور ،
یا نور کل نور ، یا نورا" قبل کل نور ،
یا نورا" بعد کل نور ، یا نورا" فوق کل نور ،
یا نورا" لیس کمثله نور.
 

 

جاودانه


  خانه
  
آرشيو
  
پست الكترونيك


دوستان

 

 

 

 

 

 

 

 

Powered by
میکرو رایانه

 
 
 پروانه

در رفتن ترديد داشتم، چون راهي به آينده پنهان نمي ديدم ولي سروش اصرار كرد حتما بروم. پروانه قبل از من و در روز روشن خودش رو به اونجا رسونده بود و آنچنان مست عطر گل هاي كنار كلبه بود كه متوجه اومدن من نشد! من وقتي رسيدم هوا رو به تاريكي گذاشته بود و من غافل از تاريكي شب ، شمعي نيز با خود نبرده بودم!


شمع نيمه سوخته ايي را كه از هفته قبل اونجا باقي مونده بود روشن كردم و اونو داخل شمعدان طلايي بسيار زيبايي قرار دادم حالا در نور شمع، كلبه يه نورانيت معنوي خاصي پيدا كرده بود. تركيبي از رنگ قهوه اي و زرد، فضايي كاملا دلنشين بوجود آورده بود كه دل هر بيننده اي را مي توانست بي تاب كند حالا نوبت دوستان بود:


«هدي» اولين نفر بود كه خودش رو رسوند، با اون مهرباني بي دريغ اش، عشق بعد از«شب قدر» رو هديه مي داد... «ياس سفيد» مهربون هم اومده بود، «الهه» هم ترجيح داد با اون متانت و وقار جاودانه اش حضور خود را ، همانند بعضي ها، در بيرون از كلبه اعلام كند! همه سرشار از شور عشق و مستي بودند ... در نور ... پرواز... چه ساده به زبان كودكانه سرود عشق مي خواندند! ممنون از همه... و نوشتم به يادگار براي آينده.

***

اين هم هديه ايي از پروانه براي دوستان كه خيلي مواظب خودشان باشند!


نكند شكوفه روزي

به كوير دل ببندد؟

نكند پرش بريزد

نكند لبش نخندد؟!

.

.

 لینک | نوشته شده در تاریخ 28/8/83 توسط مهرزاد |