|
آب آرام و آسمان آرام
دل زغم فارغ و روان پدرام
سايه بيدبن فتاده در آب
زلف ساقي در آبگينه جام
اي خوشا عاشقي بدين هنگام
بر سر موج، سيم گون مهتاب
مرغ شبخوان زدور در آواز
ماه چون دلبري فكنده حجاب
تن سيمين بشويد اندر آب
مرغ انديشه مانده از پرواز
خاطر از ياد يار مالامال
.
.
نكند دل به بازگشت آهنگ
اندكي نرم تر درنگ! درنگ!
كرجي بان مكن شتاب به راه
سيمت ار بايد، آنچه خواهي خواه
.
.
«پرويز ناتل خانلري»
لینک | نوشته شده در تاریخ 27/8/83 توسط مهرزاد |
|