|
ترا من چشم در راهم شباهنگام
كه مي گيرند در شاخ تلاجن سايه ها رنگ سياهي
وزان دلخستگانت راست، اندوهي فراهم
ترا من چشم در راهم.
شباهنگام
در آن دم كه بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر،
به پاي سرو كوهي، دام
گرم يادآوري يا نه،
من از يادت نمي كاهم!
ترا من چشم در راهم.
«نيما»
لینک | نوشته شده در تاریخ 6/8/83 توسط مهرزاد | |