|
رابرت داینس زو قهرمان ورزش گلف آرژانتین زمانی در یک مسابقه موفق شد
مبلغ زیادی پول برنده شود. در پایان مراسم و پس از گرفتن جایزه ، زنی به
سوی او دوید و با تضرع و زاری از او خواست تا پولی به او بدهد تا بتواند
کودک بیمارش را از مرگ نجات دهد. زن گفت که هیچ پولی برای پرداخت هزینه
درمان ندارد و اگر رابرت به او کمک نکند کودکش ازدست خواهد رفت. قهرمان گلف
درنگ نکرد و تمام پول را به زن داد.
هفته بعد یکی از مقامات انجمن گلف به رابرت گفت: ساده لوح! خبر جالبی برات
دارم، آن زن اصلاً بچه مریضی نداشته که هیچ، حتی ازدواج هم نکرده. اون به
تو کلک زده دوست من!
رابرت با خوشحالی جواب داد: "خدا را شکر! پس هیچ کودکی در حال مرگ نبوده!
این که خیلی عالیه"
منبع وبلاگ خانه پدر:
http://khaneaipedar.blogspot.com
نوشته
شده
توسط گلستان سخن در
تاریخ 26/9/86
|
لینک|
|
|