خانم های وبلاگ نویس که می خواهند به تالار گفتگوی ویژه بانوان دسترسی داشته باشند، به من اطلاع دهند

آدرس:   http://www.forum.banowan.com

فقر شیشه و ثروت آیینه

جوان ثروتمندي نزد يك انسانی وارسته رفت و از او اندرزي براي زندگي نيك خواست. مرد او را به كنار پنجره برد و پرسيد:

- "پشت پنجره چه مي بيني؟"

- "آدمهايي كه مي آيند و مي روند و گداي كوري كه در خيابان صدقه مي گيرد."

بعد آينه ي بزرگي به او نشان داد و باز پرسيد:

- "در اين آينه نگاه كن و بعد بگو چه مي بيني."

- "خودم را مي بينم."

- "ديگر ديگران را نمي بيني! آينه و پنجره هر دو از يك ماده ي اوليه ساخته شده اند، شيشه. اما در آينه لايه ي نازكي از نقره در پشت شيشه قرار گرفته و در آن چيزي جز شخص خودت را نمي بيني. اين دو شيئ شيشه اي را با هم مقايسه كن. وقتي شيشه فقير باشد، ديگران را مي بيند و به آنها احساس محبت مي كند. اما وقتي از نقره (يعني ثروت) پوشيده مي شود، تنها خودش را مي بيند. تنها وقتي ارزش داري كه شجاع باشي و آن پوشش نقره اي را از جلو چشمهايت برداري تا بار ديگر بتواني ديگران را ببيني و دوستشان بداري."

 

نوشته شده توسط گلستان سخن در تاریخ  23/7/86 | لینک |


Valid CSS2Valid XHTML 1.0
طراحی سایت : میکرو رایانه