گلستان سخن
قصه هایی از دنیای آدم ها

 


صفحه اصلی

نوشته های قبلی

پست الکترونیک

مصاحبه با نویسنده


Powered by

 

 

 مردمان روزگار ما

پيرمرد بر صندلي اش روي ايوان نشسته بود و پيپ مي كشيد. سوار خسته، لبه كلاهش را بالا داد و از پيرمرد پرسيد:
«هي! پيري! مردم اينجا چه جور آدمهايي اند؟»

پيرمرد پرسید:
«مردم شهر تو چه جوري هستند؟»

سوار گفت :
«مزخرف!»

پيرمرد گفت :
«اينجا هم همين طور»

چند ساعت گذشت. سوار ديگري رسيد و همان سوال را از پيرمرد پرسيد. و باز پيرمرد گفت :
« مردم شهر تو چه جوري هستند؟»

سوار گفت :
«خوب! ... مهربان هستند»

پيرمرد گفت :
« اينجا هم همينطور!»
 

نويسنده: جرج هايشمن

 نوشته شده توسط گلستان سخن در تاریخ   24/4/86 | لینک| |

 

استفاده و نقل مطالب وبلاگ با ذکر منبع، مجاز و آزاد است.