مباحث آموزشی ICDL در سایت

آشنایی با شگردها و روشهای رتبه بندی سایتها به وسیله موتورهای جستجو و طراحی سایت با در نظر گرفتن این روش ها باعث افزایش رتبه و رنکینگ سایت در موتورهای جستجو می شود. توضیحات بیشتر را در بخشهای ذیربط مطالعه فرمایید.

سایتها و حتی صفحات وب سایت ها یا وبلاگهایی که دارای رتبه و رنکینگ بالایی در موتور جستجوی گوگل هستند، در زمان سرچ کاربران جزء اولین پیشنهادهای گوگل ظاهر می شوند و بنابراین تعداد بازدیدکنندگان و مراجعان این سایتها بالاتر از مراجعات به وب سایتها یا وبلاگ هایی خواهد بود که رتبه و رنکینک سایت آنها کمتر و پایین تر است.

مقالات و مباحث برگزیده سایت:

تبلیغات

ساخت و طراحی سایت

تبلیغات در سایت

فهرست های مقالات

اکثریت بازدید کنندگان سایتها از طریق موتورهای جستجو به آنها دسترسی پیدا می کنند. به همین دلیل رتبه یک سایت در نزد موتورهای جستجوگر، اهمیت زیادی در دنیای وب و اینترنت دارد.

افزایش رتبه سایت

اگر کدهای یک سایت دارای خطا باشد از دید موتورهای جستجو در اولویت و اهمیت پایین تری نسبت به سایت های مشابه قرار می گیرد.

سایر مباحث سایت

تبلیغات

بورس کالا

سایت سهام و بورس

بیل گیتس سخن می گوید-4

بالاخره پس از سالها تلاش گیتس و شریکش آلن به آرزوی خود یعنی تاسیس یک شرکت نرم افزاری نزدیک شدند. قبل از هر چیز آلن و گیتس به دنبال نامی برای شرکت تازه تاسیس خود بودند. از میان اسامی مختلفی که از ذهن آنها می گذشت، مایکروسافت از همه بهتر به نظر می رسید. در ابتدا نام این شرکت به صورت Micro-Soft نوشته می شد، اما بعدها خط فاصله موجود در نام این شرکت برداشته شد و به صورت Microsoft درآمد.

گیتس و شریکش ابتدا شرکت خود را در نیومکزیکو تاسیس کردند و از اعضای قبلی گروه برنامه نویسی Lakeside برای کار در آن دعوت نمودند، اما کمی بعد شرکت آنها به سیاتل تغییر مکان یافت. در آغاز، سهم گیتس و آلن از مایکروسافت با هم مساوی بود یعنی آنها از یک مشارکت 50/50 برخوردار بودند. بعدها گیتس از آلن خواست تا سهم او افزایش یافته و این مشارکت به صورت 60/40 تبدیل شود. گیتس این تقسیم بندی را منصفانه می دانست، چون علاوه بر درآمدهای مشترکی که گیتس و آلن داشتند، آلن یک درآمد معین از شرکت MITS دریافت می کرد. در طول سالهایی که از تاسیس مایکروسافت گذشته است گیتس به تدریج سهام خود را فروخت تا جایی که اکنون فقط 22 درصد از شرکت مایکروسافت به او تعلق دارد.

در روزهای اول شرکت مایکروسافت، مدیریت این شرکت تابع روش مشخص و دقیقی نبود. آلن و گیتس در اداره ی تمام امور دخیل بودند. اما بعدها با گسترش و توسعه مایکروسافت این دو نفر وظایف مدیریتی را بین خود تقسیم نمودند. اداره ی بخش فناوریهای جدید و تولید محصولات به آلن سپرده شد و مدیریت امور تجاری مانند مذاکرات و بستن قرارداد ها را نیز گیتس به عهده گرفت. در طول 18 ماه اولی که از تاسیس مایکروسافت می گذشت، گیتس و آلن توانستند چند صد هزار دلاری از نوشتن برنامه برای شرکت های Apple Computer و Commodore به دست آورند.

شرکت آلن و گیتس یک اتاق رنگ و رو رفته و قدیمی بود که گیتس، آلن و گروه برنامه نویسانی که آنها استخدام کرده بودند شبانه روز در آنجا کار می کردند. اکثر وقت آنها صرف برنامه نویسی، خوردن پیتزا و تماشای فیلم می شد.
«در آن زمان بی وقفه کار می کردیم و شاید تنها تفریح ما تماشای فیلم بود. گاهی آنقدر خسته بودیم که در مقابل مشتریان خوابمان می برد.»

چندی نگذشت که شرکت مایکروسافت با اولین دعوا های حقوقی خود مواجه شد. به این ترتیب گیتس و آلن متوجه شدند که دنیای صنعت با داد خواستهای قانونی همراه است. غالب این داد خواستها از سوی شرکت اینتل بود. خصوصاً زمانی که تراشه 386 اینتل در بازار با موفقیت روبرو شد، این شرکت ادعا کرد که شرکت مایکروسافت قصد دارد به تبعیت از الگوی تراشه 386، تراشه ی جدیدی را وارد بازار نماید. البته تمام داد خواستهای شرکت اینتل معمولاً به نفع مایکروسافت به پایان می رسید، ولی در هر صورت می توانست در جریان رشد این شرکت وقفه هایی را به وجود آورد.

شرکت مایکروسافت در راستای ادامه ی فعالیت هایش با شرکت MITS قراردادی را منعقد کرد تا برای فروش نرم افزار Microsoft BASIC با هم همکاری کنند. اما چندی نگذشت که تعداد کپی های غیرمجاز این نرم افزار آنقدر زیاد شد که دو شرکت مذکور دست از فروش آن برداشتند. گیتس از این جریان بسیار عصبانی شد و وقتی با پدرش مشورت کرد او به گیتس اطمینان داد که می تواند به خاطر این قضیه علیه شرکت MITS شکایت کند، چون این عمل نوعی نقض حقوق انحصاری به شمار می آید و در توزیع غیرمجاز برنامه ی BASIC شرکت MITS مقصر بوده است. اما در آن زمان آقای رابرتز شرکت MITS را به شرکت دیگری به نام Pertec فروخته بود، به همین دلیل گیتس پس از گرفتن وکیل علیه شرکت Pertec شکایت کرد. اما دادخواست آنها زمان زیادی تحت برسی قرار گرفت و در این مدت طولانی شرکت Pertec از پرداختن سهم مایکروسافت بابت توزیع BASIC امتناع کرد.

«در آن زمان به نظر می رسید همه چیز علیه ما پیش می رود و گویا قاضی اصلاً نمی خواست حکم نهایی را اعلام کند. در آن موقع دست ما حسابی خالی شده بود به طوری که حتی نمی توانستیم پول وکیل مان را بپردازیم. گویا همکاری دادگاه و شرکت Pertec می خواست ما را به زانو درآورد. اما در نهایت قاضی رای خود را اعلام کرد. این رای به نفع شرکت مایکروسافت بود، چون شرکت Pertec و MITS طبق تعهداتی که در برابر مایکروسافت داشتند عمل نکرده بودند. در هر صورت من این مورد را نقطه اوج دزدی تجارت می دانستم و هنوز هم بر عقیده خود استوار می باشم.»

اد رابرتز موسس شرکت MITS معتقد است که این شرکت برنامه ی BASIC را از مایکروسافت خریداری کرده بود و مالک قانونی آن به شمار می رفت، اما در هر صورت باید به مفاد نامه قرارداد بیشتر دقت می کرد. رابرتز در این مورد می گوید:

«من ساده لوح بودم و شاید بیش از حد به خود اطمینان داشتم و هنگام بستن قرارداد اصلاً به مفاد آن توجه چندانی نکردم. چون فکر می کرد دو جوان 19 و 21 ساله نمی توانند چندان به بستن قرارداد وارد باشند و به همین دلیل قرارداد جای مبهم و یا پوشیده ندارد. در حالی که آنها بسیار زیرک و البته در عین حال شریف بودند.»

اگرچه گیتس می توانست از والدینش پول قرض بگیرد اما او این کار را نکرد، چون می خواست مایکروسافت از همان ابتدا مستقل و متکی به خود باشد. در سال 1979 آقای H.Ross Perot که در آن زمان رئیس شرکت کامپیوتری EDS بود تصمیم گرفت شرکت Apple Computer را خریداری کند. وقتی او موفق به این کار نشد به مایکروسافت رو کرد و سعی کرد که این شرکت را بخرد. او فکر می کرد پیشنهاد گیتس برای مایکروسافت رقمی بین 40 تا 60 میلیون دلار باشد، اما گیتس 6 تا 15 میلیون دلار تقاضا نمود. آلن با این کار مخالفت کرد و مانع فروش مایکروسافت شد. Perot در این باره می گوید: «به خاطر این که برای سر گرفتن این معامله تلاش بیشتری نکردم همیشه خود را سرزنش می کنم.»

بعد از قضیه ای که بین شرکت مایکروسافت و شرکت Pertec به وجود آمد این شرکت تا مدت ها با مشکل چندانی روبرو نشد. هر چه مایکروسافت بیشتر پیشرفت کرد و مطرح تر شد، گیتس نیز به همان نسبت معروف شد. اکنون دیگر همه مایکروسافت را با گیتس می شناسند.

علاوه بر گیتس و آلن از جمله افرادی که در روزهای اول مایکروسافت به همکاری با گیتس و آلن پرداختند می توان به استیو وود، باب والیس، جیم لین، باب اوریر، باب گرین برگ، مارک مکدونالد، گوردن لت وین، آندریا لویس و مارلا وود اشاره کرد.


گسترش دامنه فعالیتهای مایکروسافت
«بسیاری از افراد وقتی می شنوند که در میان اولین مشتریان مايکروسافت نام شرکتی چون IBM دیده می شود تعجب می کنند. چون در آن روزها مایکروسافت بسیار کوچک و IBM بسیار بزرگ بود. اما از آنجایی که آمریکا مهد نرم افزار است، پیشرفت های اصلی فن آوری در این کشور روی داده اند، بزرگترین بازارهای کامپیوتر در این کشور واقعند و فضای موجود در آن اجازه ی پدیدار شدن هرگونه فن آوری جدید را می دهد، لذا بعید به نظر نمی رسد که اجازه ابراز وجود به هر فعالیتی در این زمینه داده شود. به همین دلیل نیز یک جوان 25 ساله که شرکت کوچکی را تاسیس کرده بود می توانست جرات کرده و محصولات خود را برای فروش به شرکت بزرگی که شعبات متعددی داشت عرضه کند.»

در آن زمان ( سال 1980) گیتس 25 ساله بود و شرکت کوچک مایکروسافت فقط 32 کارمند داشت در حالی که IBM سلطان صنعت کامپیوتر بود و بی رقیب به حساب می آمد. یکی از مدیران اجرایی آن زمان IBM درباره بیل گیتس چنین می گوید:

«در آن زمان بیل گیتس بسیار جوان بود و کمتر از سنش نشان می داد، اما با این وجود بسیار با استعداد به نظر می رسید و کاملاً بر تجارتی که پایه گذاری کرده بود تسلط نشان می داد، او هنگام بستن اولین قرارداد هایش با IBM کاملاً به سود آور بودن این رابطه، اطمینان داشت.»

وقتی از طرف IBM با گیتس تماس گرفتند و با او قرار ملاقات گذاشتند، او بسیار سریع این قرار را پذیرفت و زمانی را برای دیدار با فرد کاسار تعیین کرد. کسی چه می دانست که پیامد این قرار ملاقات، بیل گیتس را در سن 31 سالگی یک میلیاردر خواهد ساخت.

اولین دیدار هیئت اجرایی IBM از مایکروسافت برای این هیئت بسیار جالب بود. چون این افراد پس از ورود به مایکروسافت از مرد جوانی که سر و وضع نا مرتبی داشت خواستند تا آنها را به سوی دفتر بیل گیتس راهنمایی کند. آن مرد پس از آن که دفتر بیل گیتس را نشان داد، وارد دفتر شد و پشت میز رئیس نشست. آنها از این که رئیس مایکروسافت چنین سر و وضعی دارد بسیار تعجب کردند. بار اول که هیئت برای دیدار با بیل گیتس آمدند لباس های اسپرت پوشیده بود، اما بار دیگر بیل گیتس خودش را برای این ملاقات آماده کرده بود و لباس کاملاً رسمی به تن داشت.

در آن زمان IBM تصمیم خود را برای پایه گذاری کامپیوترهای شخصی گرفته بود و به دنبال شرکت ها و افراد ثالثی بود تا از آنها برای این امر کمک بگیرد. به همین دلیل این شرکت سعی داشت از نظر مایکروسافت درباره ی ارائه یک سیستم عامل جدید برای کامپیوترهای شخصی مطلع شود و در این راستا با این شرکت تماس گرفته و ملاقات هایی بین آنها انجام شد. از آنجایی که در آن زمان مایکروسافت هنوز سیستم عامل مشخصی را برای کامپیوترهای شخصی طراحی نکرده بود، لذا IBM را به شرکت Digital Research ارجاع داد. این شرکت با مایکروسافت همکاری نزدیکی داشت، اما IBM پس از گفتگو با مجدداً به سوی مایکروسافت برگشت. پس از بازگشت مجدد IBM به سوی مایکروسافت، گیتس به یکی از برنامه نویسان شرکت Seattle Computer Products به نام تیم پاترسون مبلغ 50 هزار دلار داد تا یک سیستم عامل مقدماتی برای کامپیوترهای شخصی بنویسد. این سیستم عامل Q-DOS نام داشت. Q-DOS مخفف عبارت Quick and Dirty Operation System بود. گیتس سیستم عامل پاترسون را اصلاح کرده، آن را MS-DOS (Microsoft Disc Operating System) نامید و به IBM فروخت. IBM اولین کامپیوتر شخصی را به صورت یک سیستم پایه ای باز عرضه کرد تا به تکثیر و ساخت این نوع کامپیوتر سرعت بخشیده و آسان نماید. این کامپیوتر که IBM PC نام داشت و بر روی آن سیستم عامل MS-DOS اجرا می شد در سال 1981 عرضه شد. چندی نگذشت که حدود 100 شرکت جواز استفاده از MS-DOS را به دست آورده و توانستند سیستم هایی شبیه به سیستم IBM را تولید کنند. به این ترتیب MS-DOS خیلی زود به یک استاندارد صنعتی تبدیل شد. از جمله شرکت هایی که پس از IBM به سوی مایکروسافت آمدند و جواز استفاده از MS-DOS را خریداری کردند می توان به Sony، NEC، Matusushita، اشاره کرد.

گیتس برای آن که به شرکت مایکروسافت شکل حرفه ای تر ببخشد در سال 1980 همکلاسی خود در هاروارد یعنی استیو بالمر را به عنوان معاون شخصی خود استخدام کرد. استیو برای آمدن به مایکروسافت مبلغ قابل توجهی را به عنوان حقوق خود تعیین نمود. همچنین در سهام این شرکت نیز شریک شد. سهام بالمر در سال 1997 چیزی بالغ بر 7 میلیارد دلار ارزش داشت.

پس از عرضه MS-DOS دیگر همه مایکروسافت را به عنوان یک شرکت نرم افزاری کامل می شناختند و این شرکت نیز پا به پای تحولات نرم افزاری دیگر، سهم به سزایی در رشد اقتصادی کشور آمریکا داشتند، به طوری که طبق گزارشات شرکت تحقیقاتی Business Software Alliance تولیدات نرم افزاری در سال 1996 حدود 6 میلیارد دلار از بودجه ی کشور آمریکا را تامین می کردند. این رقم پس از تولید موتور وسایل نقلیه، تجهیزات نظامی و وسایل الکترونیکی مقام چهارم را در صنعت آمریکا به خود اختصاص می دهد.

تلاش مایکروسافت برای شناخته تر شدن
از سال 1981 با وجود این که شرکت مایکروسافت سرمایه ی اضافی نداشت، اما گیتس و آلن 2/6 درصد از این شرکت را به یک شرکت سرمایه گذاری معروف به نام Silicon Valley فروختند. هدف آنها از این کار تبدیل مایکروسافت به یک شرکت شناخته شده از نظر عموم بود.

الگوی مدیریتی مایکروسافت
الگوی مدیریتی مایکروسافت را می توان بر اساس نظریه ی بقای صلح داروین توضیح داد. یعنی این شرکت بر اساس نوعی روش ظالمانه با کنار زدن دیگران و حفظ و بقای خود توام است مدیریت می شود. طبق اظهارات G.Pascal Zachary نویسنده ی کتاب ایجاد ویندوز NT گیتس از یک روش منحصر به فرد که شاید نمونه اش در هیچ کجای دیگر دیده نشده است استفاده می کند. Zachary این روش را آتش بس مسلحانه می نامد.

هم کار، هم تفریح
اگرچه کارکنان مایکروسافت هفته ای 80 ساعت را سخت کار می کنند، اما در کنار این کار سخت تفریحات گوناگونی برای آنها در نظر گرفته شده است. محوطه شرکت مایکروسافت بیشتر به یک استادیوم ورزشی شباهت دارد تا یک شرکت، چون در محوطه این شرکت زمین بسکتبال، دومیدانی، هاکی و ... وجود دارد. درآمد این کارمندان نسبت به کارمندان دیگر بسیار بالا است. گیتس معتقد است که همکاران خارجی مایکروسافت نیز حق دارند در درآمد و ثروت این شرکت سهیم شوند.

توسعه مایکروسافت
در انتهای سال 1997 مایکروسافت 60 مورد سرمایه گذاری مختلف داشت که مجموعاً بالغ بر 5/2 میلیارد دلار می شد. در همان سال این شرکت ده شرکت دیگر را نیز خریداری کرد و به این ترتیب خود را به عنوان رهبر نرم افزار جهان به اثبات رساند. علاوه بر این، مایکروسافت در زمینه های دیگر نیز سرمایه گذاری های کوچکتری را انجام داده که البته در مقایسه با بازار نرم افزار کوچک به نظر می رسند، ولی به تنهایی سرمایه های چشمگیری به حساب می آیند.

دزدی نرم افزار
بیل گیتس اولین کسی است که به دزدی نرم افزار اعتراض کرد. این قضیه به روزهای اول کار گیتس یعنی سال 1975 مربوط می شود. (در این مورد مقالاتی در سایت میکرو رایانه وجود دارد) در آن زمان گیتس برنامه BASIC را نوشته بود اما خیلی زود متوجه شد که کاربران به راحتی و به طور رایگان کپی این نرم افزار را تهیه می کنند. در آن زمان گیتس علیه این دزدی نرم افزار به دادگاه شکایت کرد و نامه ی سر گشوده ای به مجله ی Computer Notes نوشت و کپی غیر مجاز نرم افزار را نوع جدیدی از دزدی نامید. با این وجود از آن زمان به بعد این عمل همچنان ادامه داشت و گسترش نیز یافته است. گیتس معتقد است اگر کاربران مزد برنامه نویسانی که برای یک برنامه زحمت کشیده اند را نپردازند صنعت نرم افزار و کامپیوتر رشد مطلوب را نخواهد داشت. البته دزدی نرم افزار در آسیا و آمریکای لاتین امری عادی شده است. در ژانویه سال 1998 شرکت مایکروسافت دادخواست هایی را علیه فروشندگان کامپیوتر در شهرهای نیویورک، سانفرانسیسکو و بوستون به دادگاه فدرال فرستاد و در آنها از نصب کپی های غیر مجاز نرم افزارهای این شرکت شکایت کرد. تخمین زده می شود که حدود 60 درصد از نرم افزارهایی که در برزیل استفاده می گردد غیر مجاز باشند. در سال 1997 شرکت مایکروسافت یک قرارداد 10 میلیون دلاری با دولت برزیل بست تا از نرم افزارهای مایکروسافت در 3000 مدرسه ی دولتی این کشور استفاده گردد.البته دولت برزیل متعهد شد که معلمان را وادار به استفاده از نسخه ی مجاز نرم افزارها بنماید.

مبارزه با رقیبان
صنعت کامپیوتر را شبکه ای از شرکت های کامپیوتری تشکیل می دهند که به شدت با هم در حال رقابت هستند. گاهی این رقابت ها بعضی از شرکت ها را به هم نزدیک و در عین حال آنها را از برخی دیگر دور می کند. گاهی نیز دو شرکت رقیب با یک شرکت دیگر ارتباط دوستانه و تنگاتنگی دارند. برای مثال شرکت Sun Microsystems در حالی که با شرکت های مایکروسافت و (HP (Hewlett – Packard بر سر استفاده نادرست از زبان جاوا نزاع دارد، با شرکت اینتل روابط دوستانه ای دارد. این در حالی است که شرکت مایکروسافت نیز ارتباط تجاری قوی و مستحکمی با اینتل دارد. معمولاً شرکتهای رقیب بر سر مسائلی چون مالکیت، حقوق انحصاری و ... با یکدیگر نزاع می کنند.

گیتس و مایکروسافت از آن مواردی هستند که دائماً مورد حمله و انتقاد سایرین قرار می گیرند. گیتس در این باره می گوید : «در صنعت کامپیوتر دائماً باید نگران این موضوع باشید که نکند فردی وارد شود و شما را به جرم زیر پا گذاشتن حقوق یک شرکت دیگر دستگیر کند.»

در سال 1988 شرکت Apple Computer بر علیه شرکت مایکروسافت شکایت کرد، چون این شرکت مدعی بود که مایکروسافت رابط گرافیکی این شرکت را دزدیده و از آن در ویندوز خود استفاده کرده است، اما مایکروسافت در آن دادگاه پیروز شد و تا مدت ها این دو شرکت دشمنان خونی به حساب می آمدند.

اشتباهات مایکروسافت
گیتس در خاطرات خود بخشی را به اشتباهات بزرگ مایکروسافت اختصاص داده است. در این خاطرات گیتس این موضوع که به شرکت Novell اجازه داده است بازار محصولات شبکه ای را در دست بگیرد را بزرگترین اشتباه خود و مایکروسافت به حساب می آورد. همچنین گیتس دیر پرداختن به اینترنت و محصولات آن را یکی از اشتباهات بزرگ دیگر مایکروسافت به حساب آورد. شرکت مایکروسافت سه بار تلاش کرد تا وارد بازار کامپیوترهای دستی کوچک شود، اما در هیچکدام از این تلاش ها موفقیت لازم را به دست نیاورد.

از سال 1993 شرکت مایکروسافت تلاش کرد تا سرویس الکترونیکی (AOL (American Online را به قیمت 268 میلیون دلار بخرد، اما موفق به انجام این کار نشد. سپس این شرکت تصمیم گرفت تا خود یک چنین سرویسی را به وجود آورد. در آن زمان از طرف سرویس AOL پیغامی به سوی مایکروسافت ارسال گشت. در آن پیغام رئیس اجرایی AOL خاطر نشان کرده بود که مایکروسافت نباید به موفقیت خود در زمینه ی سرویس های اینتر اکتیو امیدوار باشد. مایکروسافت شبکه خود را در سال 1995 راه اندازی کرد. این شبکه در 50 کشور و به 26 زبان قابل دریافت بود، اما با این وجود این سرویس از موفقیت چندانی برخوردار نشد و هم اکنون نیز رقیب های بسیاری دارد که باید از میان بردارد تا بتواند حرف اول را در این زمینه بزند. گیتس درباره ی اشتباهات مایکروسافت می گوید: «هنوز هم مایکروسافت به اشتباه کردن خود ادامه می دهد. بعضی از این اشتباهات از نظر مردم قابل مشاهده هستند و برخی دیگر را فقط ما می فهمیم.»

مایکروسافت و تاخیرات زمانی
مایکروسافت همواره از گذشته پر فراز و نشیبی در ارتباط با موعدهایی که برای عرضه محصولات خود اعلام می کند برخوردار بوده است. اولین بار سیستم عامل ویندوز از سال 1985 به بازار ارائه شد در حالی که مایکروسافت دو سال قبل از آن قول ورود این ویندوز را داده بود و یا مایکروسافت زمان عرضه ویندوز NT را 30 مارس 1991 اعلام کرده بود، در حالی که این ویندوز در 26 ژوئیه ی 1993 وارد بازار شد و یا قرار بود که مایکروسافت در سال 1993 ویندوز جدیدی را تولید کنید، اما این ویندوز در سال 95 عرضه شد و به جای ویندوز 93، ویندوز 95 نام گرفت.

اما بر خلاف محصولاتی که مایکروسافت از قبل قول ورود آنها را می دهد و معمولاً با تاخیر وارد بازار می شوند یکسری از محصولات هم وجود دارد که مایکروسافت بدون اعلام زمان قبلی و خیلی زودتر از رقیبان خود عرضه می کند. البته این محصولات چون با سرعت آماده و ارائه می گردند معمولاً دارای مشکلاتی هستند که در همان توزیع های اولیه شکایت کاربران را می انگیزد.

گیتس درباره تاخیر های مایکروسافت چنین می گوید: «این تاخیر ها اجتناب ناپذیر هستند. چون طبیعت کارهای نرم افزاری چنین است. نسخه اولیه ی ویندوز 95 دارای 5/8 میلیون خط کد بود که هنگام ارتقاء آن برای سازگاری با Internet Explorer تعداد این خطوط به 14 میلیون رسید. شرکت مایکروسافت از زمان عرضه Dos در سال 1981هر سال حدود نیم میلیون خط را به سیستم عامل خود افزوده است. آزمایش برنامه های نوشته شده ماه ها طول می کشد. این آزمایش هم در داخل شرکت انجام می گیرد و هم به صورت نسخه ی بتا در خارج از شرکت و از طریق مشتریان به عمل می آید.»

طرح مایکروسافت برای به دست گرفتن اینترنت
رشد سریع اینترنت حتی فرد آینده نگری چون بیل گیتس را نیز غافلگیر ساخت. بیل گیتس در این باره می گوید: «ابتدا تصور می کردم که اینترنت را دولت آمریکا برای دانشجویان و دانشمندان به وجود آورده است تا وسیله ای برای تبادل اطلاعات میان آنها باشد، در حالی که در آوریل 1993 با مشاهده ی مشتریان متعددی که اینترنت به سوی خود کشیده بود کاملاً به اشتباه بودن این تصور پی بردم.»

نقش مایکروسافت در تعیین استانداردها
همواره در ابتدای ایجاد یک صنعت جدید مسئله ای به نام تعیین استانداردها مطرح می شود. هدف از این کار وادار ساختن دیگران به انجام کارها طبق یک رویه ی مشخص است. بیل گیتس و آلن با نوشتن اولین برنامه ی BASIC این برنامه را به صورت استانداردی برای میکرو کامپیوترها تبدیل کردند. بعد از آن MS-DOS به صورت یک سیستم عامل استاندارد برای کامپیوترهای شخصی درآمد که بعدها نسخه های مختلف ویندوز جای آن را گرفتند. در حقیقت تعیین استانداردها یکی از اولویت های مایکروسافت به حساب می آید.

بسیاری گیتس را بزرگترین عامل در ضربه زدن به شرکت Apple Computer می دانند، چون او از رابط گرافیکی به کار رفته در سیستم عامل مکینتاش در سیستم عامل ویندوز تقلید کرد، اما گیتس اظهار می کند که در ابتدا می خواست با شرکت اپل در ایجاد یک رابط گرافیکی استاندارد برای سیستم عامل های به کار رفته در کامپیوترهای شخصی همکاری کند، اما اپل همکاری او را نپذیرفت و مایکروسافت فقط از رابط گرافیکی شرکت اپل ایده گرفته و به طراحی رابط گرافیکی ویندوز پرداخت.

زبان برنامه نویسی جاوا ایکس از مواردی است که در صنعت رو به رشد کامپیوتر با مشکل استاندارد مواجه است. این زبان اولین بار در سال 1995 توسط شرکت Sun Microsystems معرفی شد توانست خیلی زود در میان تولید کنند گان نرم افزاری جا باز کند، اما کاربران این زبان، شرکت Sun را به خاطر محدودیت هایی که این شرکت برای برنامه نویسانی که می خواهند جاوا را تغییر دهند قائل می شود مورد سرزنش قرار می دهند. در همین راستا شرکت Sun بر علیه شرکت های HP و مایکروسافت به خاطر تولید گونه های جدید جاوا شکایت کرد. شرکت HP در ارتباط با این شکایت اظهار نمود که این شرکت کاری به جاوای Sun ندارد و خود یک نسخه جدید جاوا را از ابتدا طراحی خواهد کرد، به طوری که پاسخگوی نیاز مشتریان باشد. در هر صورت تولید گونه های مختلف جاوا، تعیین استاندارد برای این زبان را مشکل ساخته است.

شرکت مایکروسافت از Sun خواست تا زبان برنامه نویسی جاوای خود را به یکی از سازمان های تعیین استاندارد صنعتی بسپارد تا از این وضعیت خارج گردد، اما شرکت Sun این پیشنهاد را نپذیرفت.


تاریخ ویرایش مقاله: 24/2/1386


Valid CSS2 Valid XHTML 1.0
طراحی سایت : میکرو رایانه