مباحث آموزشی ICDL در سایت

آشنایی با شگردها و روشهای رتبه بندی سایتها به وسیله موتورهای جستجو و طراحی سایت با در نظر گرفتن این روش ها باعث افزایش رتبه و رنکینگ سایت در موتورهای جستجو می شود. توضیحات بیشتر را در بخشهای ذیربط مطالعه فرمایید.

سایتها و حتی صفحات وب سایت ها یا وبلاگهایی که دارای رتبه و رنکینگ بالایی در موتور جستجوی گوگل هستند، در زمان سرچ کاربران جزء اولین پیشنهادهای گوگل ظاهر می شوند و بنابراین تعداد بازدیدکنندگان و مراجعان این سایتها بالاتر از مراجعات به وب سایتها یا وبلاگ هایی خواهد بود که رتبه و رنکینک سایت آنها کمتر و پایین تر است.

مقالات و مباحث برگزیده سایت:

تبلیغات

ساخت و طراحی سایت

تبلیغات در سایت

فهرست های مقالات

اکثریت بازدید کنندگان سایتها از طریق موتورهای جستجو به آنها دسترسی پیدا می کنند. به همین دلیل رتبه یک سایت در نزد موتورهای جستجوگر، اهمیت زیادی در دنیای وب و اینترنت دارد.

افزایش رتبه سایت

اگر کدهای یک سایت دارای خطا باشد از دید موتورهای جستجو در اولویت و اهمیت پایین تری نسبت به سایت های مشابه قرار می گیرد.

سایر مباحث سایت

تبلیغات

بورس کالا

سایت سهام و بورس

بیل گیتس سخن می گوید-2

همچون هر نوجوان دیگری گیتس و دوستش آلن شیطنت های مخصوص به خود را داشتند که از جمله آنها می توان به کمک هایی که در مدرسه به معلمان می کردند اشاره کرد در حالی که هدفشان فضولی در امور مدرسه بود . گیتس در این باره می گوید : « ما دوست داشتیم به نحوی از برنامه مدرسه و طرحی که معلمان برای سال بعد ما داشتند سردربیاوریم . به همین دلیل پیشنهاد نرم افزاری را دادیم که کار برنامه ریزی درسی و کلاس بندی دانش آموزان را انجام می داد . به این ترتیب هم از برنامه معلمان برای آینده خودمان مطلع می شدیم و هم دانش آموزانی که قرار بود سال آینده در مدرسه ما درس بخوانند را می شناختیم . همین موضوع برای ما انگیزه ای برای نوشتن یک نرم افزار خوب به حساب می آمد .»

در آن تابستان گیتس و آلن توانستند با نوشتن برنامه ای که به کلاس بندی بچه ها و ایجاد برنامه زمان بندی شده برای آنها می پرداخت 5 هزار دلار به دست آورند .

یک شب وقتی گیتس و آلن در شرکت Computer Center مشغول کار بودند سمساری وارد شرکت شد و تمام وسایل موجود در آنجا حتی صندلی هایی که آن دو بر روی آنها نشسته بودند را با خود برد . مشاهده این صحنه طعم تلخ ورشکستگی را به گیتس و آلن چشاند .

بعد از ورشکست شدن شرکت Computer Center گیتس و دوستش ناچار بودند به دنبال کامپیوتر دیگری بگردند . جستجوی آنها بی نتیجه بود لذا تصمیم گرفتند خودشان کامپیوتر درست کنند . گیتس ، آلن و دوست دیگرشان پوول گیلبرت پولهایشان را جمع کردند و یک تراشه 8800 خریدند . پولی که گیتس برای این کار صرف کرد 360 دلار بود .

وقتی برای اولین بار بسته تراشه را دریافت کردند حتی از دست زدن به پوشش آلمینیومی آن می ترسیدند . تجربه آنها در ساخت کامپیوتر آنان را متقاعد ساخت که بهتر است به نرم افزار بپردازند . گیتس در این باره چنین می گوید : « وقتی نوجوان بودیم پوول سعی می کرد به من سخت افزار کامپیوتر را آموزش دهد و مرا تشویق می کرد که بیشتر به این مقوله بپردازم . زمینه مورد علاقه او ریزپردازنده بود . من در آن زمان خوش شانس بودم که توانستم موضوع مورد علاقه ام را کشف کنم . این حقیقت پس از دست زدن به تجربه ای که در ارتباط با ساخت کامپیوتر داشتیم برملا شد . پس از آنکه فهمیدم به چه چیزی علاقه دارم کارها آسانتر شد و مسیر را سریعتر طی کردم . از طرفی من بسیار خوش شانس بودم که والدینم تشویقم می کردند و به من روحیه می دادند.»

گیتس قبل از آنکه دوستش آلن ؛ کامپیوتر و تراشه های سخت افزاری را به او آموزش دهد تصمیم داشت حقوقدان و یا دانشمند شود : « وقتی هنوز کامپیوتر را نمی شناختم دوست داشتم یا مانند پدرم حقوقدان شوم و یا به علم ودانش پرداخته و دانشمند گردم . البته به نظرم علم جالب تر از حقوق بود . همان اوایل که با کامپیوتر آشنا شدم ، آن را یک موضوع جنبی در زندگی ام می پنداشتم و هیچ گاه فکر هکر شدن و یا برنامه نویس شدن به ذهنم خطور نمی کرد.»

ورود به عرصه های بزرگتر

ور رفتن با کامپیوتر و اجرای بازیهای کامپیوتری چیزی نبود که بتواند عطش وافر گیتس و آلن را فرو نشاند . این دو نوجوان رویای تاسیس یک شرکت نرم افزاری را در سر می پروراندند . گیتس در این خصوص می گوید «ما پس از تماس با شرکتهای بزرگ مانند IBM و Digital بسیار ناامید شدیم ، چون وقتی به آنها می گفتیم که برنامه هایی مانند کامپایلر و یا ویرایشگر نوشته ایم آنها در جواب با پوزخندی به ما می گفتند به برنامه های چند بچه مدرسه ای نیاز ندارند و خودشان برنامه نویس ماهر و مجرب دارند.»

تلاش آنها برای برنامه نویسی وقتی به صورت جدی مطرح شد که مهندسان شبکه برق رسانی شمال غرب آمریکا با مشکل روبرو شدند . آنها در جستجو برای رفع مشکل به وجود آمده به جزوه 300 صفحه ای که گیتس و دوستش تهیه کرده بودند مراجعه نمودند . شرکت TRW مسئول نوشتن برنامه هایی برای تجزیه و تحلیل نیازهای الکتریکی منطقه شمال غرب آمریکا بود . برنامه هایی که مهندسان این شرکت می نوشتند مقدار الکتریسیته تولید شده توسط سد را کنترل می کرد . اما اشکالات ایجاد شده در برنامه کامپیوتری PDP – 10 موجب وقفه در کار این شرکت شده بود . در جزوه مذکور به بسیاری از مشکلاتی که در کامپیوترهای آن زمان ممکن بود به وجود آید اشاره شده بود . در انتهای جزوه ؛ نام دو برنامه نویس به عنوان مولفان آن جزوه به چشم می خورد . این دو برنامه نویس ، گیتس و آلن بودند . شرکت TRW پس از آن که این دو را پیدا کرد از آنها دعوت نمود تا برای مصاحبه به Portland بروند . این شرکت قصد داشت آن دو را استخدام کند .« هیچ یک از کارکنان شرکت TRW نمی توانستند باور کنند که ما دو بچه 9 و 10 ساله هستیم.»

رئیس شرکت TRW فردی به نام جان نورتون بود . (در بخش آزاد سایت میکرو رایانه مقالاتی نیز در این زمینه وجود دارد) گیتس در مورد جان نورتون می گوید : « وقتی دیدم نورتون فهرست 5 هزار صفحه ای سیستم عامل را حفظ است بسیار حیرت کردم . وجود او مرا وادار کرد که برای بهتر کارکردن تلاش کنم . اکنون هم وقتی به نورتون فکر می کنم تصویری که از او در ذهن دارم فردی است که گویا همیشه بیشتر از من می دانست . وجود او ثابت کرد که من آنقدرها هم خارق العاده نیستم . همین حس باعث می شد سعی کنم که لغزش و ضعفی در کارم به وجود نیاید ، چون به محض آنکه مسیری را اشتباه می رفتم او می آمد و به من می گفت : « نگاه کن ، بهتر نبود از این راه می رفتی؟ »

در هر صورت گیتس و آلن در آنجا استخدام شدند . آلن آپارتمانی را در Portland اجاره کرد و آنها بعد از گرفتن مرخصی از مدرسه به آن آپارتمان می رفتند .

آن دو پروژه را با موفقیت پشت سر گذاشتند و پس از اتمام پروژه به خانه بازگشتند . گیتس در سال 1973 از دبیرستان فارغ التحصیل شد در حالی که در آزمون استعداد تحصیلی نمره کامل را از بخش ریاضی این آزمون گرفته بود .

ورنون هارینکتون یکی از مسئولین دبیرستان Lakeside توصیه نامه ای نوشت و گیتس را به دانشگاه هاروارد معرفی کرد . بخشی از این توصیه نامه به قرار زیر است :

« او در سن ده سالگی یکی از نوابغ کامپیوتری مدرسه Lakeside بوده و در محاسبات ریاضی حتی از معلمین خود سریعتر عمل می کرد . گیتس به همراه دوستش پروژه ای را برای یک شرکت واقع در Portland انجام دادند . پروژه آنها با موفقیت به اتمام رسید . همچنین گیتس و دوستش بابت برنامه ای که برای کامپیوتری کردن جدول زمان بندی مدرسه نوشتند 5000 هزار دلار به دست آوردند.»

هارینکتون در توصیه نامه اش به این موضوع که گیتس در دو سال آخر دبیرستان به موضوعاتی چون تاتر و سیاست علاقه مند شده بود و به مطالعات آزاد با موضوعات اجتماعی می پرداخت، نیز اشاره کرده بود.

هاروارد

بیل گیتس امتیاز ورود به دانشگاههای ییل ، پرینستون و هاروارد را دریافت کرد . او از میان این سه دانشگاه ، هاروارد را انتخاب نمود و در پاییز سال 1973 وارد این دانشگاه شد. وقتی دانشجوی سال اول بود کاملاً معمولی به نظر می رسید چون هاروارد دانشگاه پیشرفته ای بود و رقابت شدیدی در میان دانشجویان این دانشگاه وجود داشت. گیتس از برخی از کلاسها صرف نظر می کرد و به جای آن ، روز خود را در آزمایشگاه کامپیوتر می گذراند. او در آزمایشگاه کامپیوتر بر روی پروژه هایش کار می کرد و وقتی خیلی خسته می شد در همان آزمایشگاه خوابش می برد . بسیاری از همکلاسی هایش درباره ی روزهایی که او در آزمایشگاه می گذراند می گویند که گاهی گیتس 18 تا 36 ساعت بدون وقفه در آزمایشگاه کار می کرد.

حتی در هاروارد نیز گیتس به رویه ای که قبلاً دنبال می کرد ادامه داد ، یعنی در دروسی که به آنها علاقه داشت نمرات خوب و در دروس دیگر نمرات متوسط می گرفت . او کمتر در فعالیتهای جنبی دانشگاه شرکت می کرد . شاید آشنایی با استیو بالمر پایانی بر این نخوت به حساب آید . استیو بالمر یکی از دانشجویان بسیار مطرح در رشته ریاضی کاربردی بود . او و گیتس دوستان بسیار صمیمی شدند و نتیجه این دوستی پیوستن بالمر به گیتس در شرکت مایکروسافت بود . گیتس درباره بالمر چنین می گوید : « او نقطه مقابل من بود . من به اکثر کلاسها نمی رفتم ، در مسائل و فعالیتهای فرعی دانشگاه درگیر نمی شدم اما در عوض استیو در تمامی فعالیت ها شرکت می کرد و تقریباً همه را می شناخت . او مدیریت تیم فوتبال دانشگاه ، سردبیری مجله Literary و مدیریت بخش آگهی روزنامه Cimons را بر عهده داشت . همچنین او مرا وادار کرد که عضو باشگاه Fox شوم و کمی از فضای خسته کننده دانشگاه فاصله بگیرم .»

شاید مهمترین مشکل گیتس در دانشگاه بلاتکلیفی و ندانستن این که واقعاً چه کاری می خواهد انجام دهد بود: «همه چیز برایم جالب بود اما وقتی ناچار باشید از میان موارد بسیاری که دوست دارید یکی را برگزینید در آن صورت باید به مابقی آن چیزها جواب رد بدهید. برای مثال من هم حقوق را دوست داشتم؛ هم علوم پایه را و هم کامپیوتر را ، اما نمی دانستم با این چیزهایی که دوست دارم چگونه کنار بیایم و تکلیفم در قبال آنها چیست ؟ »

بلاتکلیفی گیتس موجب می شد که او زمان بسیاری را صرف فکر کردن کند . گیتس در این خصوص می گوید : « من بیشتر اوقات در اتاقم می نشستم و در یک تفکر فلسفی فرو می رفتم . سعی می کردم هدف خود را از زندگی و کاری که باید برای آن انجام دهم مشخص کنم . اما این تفکرات عمیق مرا دچار نوعی افسردگی کرده بود.»

اگرچه گیتس در دانشگاه هاروارد از نظر ریاضی یک دانشجوی نابغه به حساب نمی آمد ، اما در این زمینه لیاقت و استعداد خوبی نشان داد به طوری که در پایان سال اول توانست از ریاضی بهترین نمره را کسب کند .

معمای کیک ها

وقتی گیتس در دانشگاه هاروارد بود توانست با حل معمایی که به معمای کیک ها شهرت داشت معروف شود . در آن زمان پروفسور کریستوس پاپادیمتریو استاد بخش کامپیوتر دانشگاه هاروارد بود . او از گیتس خواست تا معمای کیک ها را حل کند . معما از این قرار بود :

«آشپزی به تعداد n کیک را می پزد، اما هیچ کدام از کیک ها هم اندازه نیستند. فرض کنیم که ما کیک ها را از بزرگ به کوچک روی هم چیده ایم. وقتی کیکی را برمی داریم کیک ها می ریزد و ناچاریم مجدداً آنها را مرتب کنیم. با در نظر گرفتن این موضوع که هنگام برداشتن، فقط کیک هایی را که در ردیف اول هستند مرتب نمی کنیم، حداکثر تعداد دفعاتی که این کیک ها باید مرتب شوند را به دست آورید؟»

گیتس برای حل این معما یک برنامه کامپیوتری پیچیده نوشت. اگر چه ظاهر این معما ساده بود ولی در واقع حل آن به تفکر زیادی نیاز داشت. با وجود آن که راه حل گیتس طولانی و پیچیده بود ولی به خوبی توانست این معما را حل کند. پاپادیمتریو پاسخ این معما را در مجله «ریاضیات گسسته» به چاپ رساند. البته پس از چاپ پاسخ معمای مذکور، پروفسور پاپادیمتریو از دانشجویان دیگر نیز خواست تا راه حل های کوتاه تر و ساده تری برای این معما بیابند. او قول داده بود در صورتی که راه حل آنها بهتر از راه حل گیتس باشد آنها را نیز چاپ کند.

ادامه...


تاریخ ویرایش مقاله: 24/2/1386


Valid CSS2 Valid XHTML 1.0
طراحی سایت : میکرو رایانه